باسمه تعالی

یالیتنی مت قبل هذا وکنت نسیا منسیا-سوره مریم آیه 23

 

 

 

 

چه تابستان سختی  وچه خاطرات تلخی

ای کاش همه اش  خواب باشه ،یه دفعه سر ازخواب بردارم ببینم همه چیز مثل قبله.

هرچی میخوام از این کابوس خودم را رها کنم نمیشه .غصه تمام وجودم را فراگرفته

 یه غصه تمام نشدنی

یه بغض بزرگ که نزدیک سه ماهه به این گلو فشار میاره و راه نفس کشیدن را برام سخت کرده

خدایا ؛چی می شد اگه تموم  چیزهایی که این چند وقت دیدم خواب بوده باشه ؟

ای کاش هرچی شنیدم دروغ باشه.

تازه داشتم تو این فکر فرو میرفتم که رنگ وبلاگم را که نشانی از بدبینی ام بود به یه رنگ شادتر عوض کنم

 اما انگار مصایب این ملت تمام شدنی نیست.

خبررسید که تعدادی از اجساد کشته شدگان حوادث بعد ازانتخابات بی خبر از خانواده  ها دربهشت زهرا دفن شدند

ومن دوباره به هم ریختم

تفألی به قران زدم . ازش خواستم به آیه ای بیاد که من بفهمم، گیجم نکنه  این آیه اومد:

ذلک بان الله هو الحق وانه یحیی الموتی وانه علی کل شیء قدیر

وان الساعة آتیة لاریب فیها وان الله یبعث من فی القبور- حج آیه6و7

یعنی خدا جای حق نشسته ویه روزی مردها را زنده میکنه ، اونا را از قبرها بیرون میاره و ....

آیه باهام حرف میزد انگار مرهم همین زخم دل من بود .

انگار آیه می خواست دقیقا درباره موضوعی که ذهن من را مشغول کرده بود حرف بزنه.

من به هم ریخته بودم  چون یک پدر هستم وعاطفه پدری سرم میشه

خدایا !

چه سخت است روزهای بیخبری از فرزند گمشده

چه سخت است که به هرجا سربزنی از دلبندت  خبر ی  نباشه

سخت است اما تمام این جستجوها به امید یافتن بود وهمین باعث می شد این سختی ها قابل تحمل باشه

اما یه چیزی هست که از اون سخت تره

سخت تر اونه که یه روز به اون پدر بگن سراغی از فرزندت پیدا کردیم

وپس از آنکه پدر سراسیمه به ....رجوع می کنه

یه آدرس بهش میدن

آدرس یک گور

قطعه 302

یک قبر

بدون اسم

فقط یه عدد

یک بدن سرد وخروارها خاک که روش ریخته اند

ومادر اون پسر یا اون دختر

داغی داغتر از یک انتظار کشنده  را بردل نشاند

وخدا را صدا  زد

خدایی که درهمین نزدیکی هاست

خدایی که جای حق نشسته

وروزی این نوجوان بیگناه را بر خواهد انگیخت

 

ای کاش نبودم واین چیزها را نمیشنیدم

ای کاش همه اینها دروغ باشه

آیا این بود انتظار ما از انقلابمون

ایا دوستانم که در جنگ شهید شدند حتی یه خیالشون هم این چیزها را میدیدند.

که روزی برسه  بسیج

بسیج مقدس

بسیجی که مدرسه عشق بود

 نماد  خشم ونفرت بشه

که یه عده  کاری کنند که بسیجی مقابل مردم ومردم مقابل بسیجی بیایستند

برادر برادر رابکشه

اگر قصه تقلب درانتخابات دروغ بوده باشه

  اونجور که اطرافیان دستگیر شده  میرحسین  دردادگاه میگند

نفرین دلها بر میرحسین

که با سوء سیاست ولجبازی باعث کشیده شدن اعتراضات به خیابونها شد وکار به جایی کشیده شد که ضد انقلابهایی که سالها درپستوی خانه شان خفته بودند با نشاط ونیرو وارد میدان شوند واوضاعی پدید آورند که نیروهای ذخیره انقلاب به قصد دفاع از انقلاب وارد صحنه شوندو...

واگر حرف میر حسین درست بوده باشه وواقعا نظام  درامانت مردم خیانت کرده باشه

وای خدای من!

به که رجوع کنم

از که بنالم

که را نفرین کنم!

تکلیف اعتقاد واعتماد ما چه میشه؟

به چه بهانه ای به بچه های مردم بگیم دیندار باشند

اللهم عجل لولیک الفرج

ای کاش همه این حرفا خواب باشه!

ای کاش همه اش دروغ بوده باشه!

یه توهم !

یه کابوس!