تبليغاتX
مسیر
هوالسلام

پاسخی به چند تا از دوستان که به صورت خصوصی یا عادی نظر دادند

۱- اینکه  برای غلبه بر هوای نفس راه حل بدیم خیلی گسترده است باید سوال را ریزش کرد چون تمام عیوب اخلاقی ما می تونه به هوای نفس مربوط باشه لذا یه راه حل ثابت ومشخصی نداره اما اگه مثلا بگید برای غلبه بر طمع یا حسادت یا غضب (که قبلا بهش اشاره کردیم ) راه حل بدید کار برای من آسونتر میشه

البته مراجعه به کتابهای اخلاقی می تونه یه پاسخ کلی برای این سوال کلی ارائه کنه ،مقدمه معراج السعاده ،حدیث اول چهل حدیث امام خمینی میتونه موثر باشه وشاید بهترین کتاب رساله لقا الله  میرزا جواد ملکی تبریزی باشه که می تونه آدم را منقلب کنه

۲- نکاتی که اینجا نوشته میشه برای عموم نوشته میشه البته ممکنه جرقه وانگیزه نوشتنش سوال شخصی کسی باشه بنابراین خودتون را تنها خواننده متن ندانید و گوشه وکنایه اش را زیاد به دل نگیرید اونیکه باید بفهمه خودش میفهمه . با شما نبودم

۳- درمورد مقالاتی که بصورت لینک میگذارم -مثل کیش گردانی -یا همینجا می نویسم اگه نقد دارید بنویسید استقبال میکنم .تعریف زیادی کار دست آدم میده

۴- بعضی سوالات دوستان اونقدرواضحه که من فکر میکنم  همینطوری نوشتند ویا اگه کمی فکر کنند بهش میرسند لذا اجازه بدید فرصت اندکی که دارم مصروف سوالات مهم خودتون ویا دیگر اهالی مسیر باشه که بعضا سوالشون مشکل مهمی از زندگیشون را دربر میگیره

۵- همونطور که گفتم فرصت من کمه اگه زیادبازدید نمیام از بی معرفتی وبی احترامی  وبی  چند تا چیز دیگه حسابش نکنید من اگه یه بار به شما سربزنم  معادل  چند بار سرزدن شماست زیاد از من انتظار نداشته باشد این ترم وترم بعد از دوران پرکار من محسوب میشه

هرچه خوبی است از اوست

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 10:32 |
هوالسلام

بازم  جمعه شدواین یعنی یک هفته دیگه از عمرمون گذشت

وبه عبارت دیگه یعنی یک هفته به آخر خط نزدیکتر شدیم

قبلا هم گفتم جدی ترین وقطعی ترین حقیقت زندگی دنیایی ما اینه که تموم شدنیه.تو هرچی شک کنیم تواین یکیش نمیشه شک کرد یعنی تو هرچیز این خط -بخوانید مسیر- شک کنیم دراینکه یه روزی باید ادامه اش را درخارج از این دنیا طی کنیم شکی نیست وعجب غفلتی ما داریم که با اینهمه یقین باز بی فکریم

طبق قراری که گذاشتم(گذاشتیم) سراغ حافظ باید بریم

اگه میایید بسم الله

نیت کنید.............

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 7:35 |
هوالسلام

اینکه رابطه ارتداد با اندیشه اسلامی ۱ چیه را شاید هر دانشجوی ترم اول یا دومی بدونه چون یکی از سوالاتی که معمولا دراین کلاس طرح میشه اینه که چرا اسلام برای مرتد حکم اعدام قرارداده؟

اما اینکه رابطه این موضوع با ساندیس چیه را فقط دوستان درس اندیشه اسلامی ۱ واحد تهران شمال میدونند

درهمین رابطه متن مقاله ای را که مدتها قبل نوشته بودم را درلینک زیر قرار میدمتا برای علاقمندان قابل استفاده باشه

اگه لینک باز نشد واشکالی داشت خبر بدید

http://www.uplod.ir/download.php?file=905578

لینک دیگه

http://www.speedyshare.com/332430689.html

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 21:2 |
هوالسلام

 

هروقت حس کردی تنهایی را راحت تحمل میکنی

هروقت دیدی محتاج ارتباط با دیگران نیستی ومی تونی مقتدرانه بر روابطت کنترل داشته باشی

هروقت احساس کردی میتونی ساعتهابا خودت نجوا داشته باشی (منظورم خیال بافی نیست) بدون اینکه افسرده بشی 

هروقت احساس کردی میتونی یکساعت بایک نفر بشینی واگه حرف نزدید رنجیده نشی (منظورم  قهر نیست) 

هروقت احساس کردی درتنهایی هم مثل درجمع بودن میتونی نشاطت را حفظ کنی

هروقت دیدی درطول روز یا هفته مشتاقانه دنبال فرصتی برای تنها بودن هستی

اونوقت به خودت امید وار باش که درخودشناسی گامی برداشته ای 

یعنی حالتی داری که میتونی من ت را جدا از تن ت حس کنی

وقتی به این حالت رسیدی دیگه حاضر نیستی لذت با خود بودن را بر دیگر لذاتترجیح بدی

یعنی می فهمی که چیزی داری که از خیلی چیزهای دیگه با ارزش تر ه

+ نوشته شده توسط حسین در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 15:35 |

هوالسلام

سالها پیش که با چند تن از رفقا دروبلاگ کیمیا همراه شده بودم عادتی داشتیم زیبا که طی ان هر هفته شعری از حافظ تحت عنوان" جمعه ها با حافظ" درج میشد. نمی دانم هنوز هم این رسم درکیمیا هست یانه ؟

امشب به صرافت افتادم که در"مسیر" نیز این عادت حسنه را تکرار کنم اما کمی تردید بر دلم نشست .یعنی مردد بودم که این کار را شروع کنم یا چیز دیگری را که الان نمیگم شروع کنم .نهایتا گفتم از خود حافظ استمدادکنم

تفألی به حافظ شیرین سخن زدم وطبق معمول حافظ به خال زد.

 یاد حال وهوای قدیمی که با حافظ داشتم افتادم ؛ اونروزها هنگامی که فال حافظ می گرفتم  گاه حتی اسم کاری که میخواستم انجام بدم در شعرش می آمد .امشب هم همینطور شد یعنی من اینجوری برداشت کردم شما هم مختارید که قبول کنید این برداشت من را یا قبول نکنید.

شعری که آمد این بود:

   ببرد از من قرار وطاقت وهوش                   بت سنگین دل سیــمین بنا گوش

      نگاری چابکی شنــــگی کله دار                   ظریفی مهوشــــی ترکی قبا پوش

     زتاب آتش سودای عشــــــــقش                    بســــــــان دیگ دایم میزنم جوش

   چوپیراهن شـوم آســـوده خـــاطر                    گرش همچــون قبا گیرم درآغوش

   اگر پوســـــــیده گردد استــخوانم                     نگردد مهرت از جــــانم فراموش

 

محل استشهاد من این بیت آخر بود ببینید:

     دوای تو دوای توســـت حافظ        لب نوشش لب نوشــش لب نوش

حالا اگه شما هم اهل حالید از این هفته جمعه ها درخدمت حافظ باشیم .

+ نوشته شده توسط حسین در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 23:7 |

- یکی از دوستان اهل مسیر درمورد عصبانیت از من راهکار خواسته بود سوال ایشون وپاسخ خودم را درزیر برای اطلاع بقیه اهل مسیر قرار میدم:

ایشون نوشته :

 (من وقتی عصبانی میشم سعی میکنم نزارم این خشم به صورتم و اعضای بدنم بیاد هر طوری شده. حتی اینکه مثل اون روز از خونه رفتم بیرون. یا اینکه ذکر میگم یا سعی میکنم در ذهنم نسبت به آن موضوع یا انسان احساس ترحم ایجاد کنم که خشم از بین برود) اما باز هم گاهی عصبانی میشوم. لطفا بفرمائید چکار کنم که اصلا و ابدا عصبانی نشم. حتی توی دلم.

جواب من

مسئله خشم چیزی نیست که فی نفسه بد باشه بلکه خشم حالتی است که خدا درانسان قرارداده تا بر اساس آن درمقابل دشمن وامور ناملائم بتونیم مقاومت کنیم واونا را از خودمون دور کنیم همونطور که شهوت هم فی نفسه بد نیست بلکه ابزاری است که باعث جلب توجه انسان به امور  که ملائم (هنجار) اوست –تذکر: منظور از شهوت فقط شهوت جنسی نیست بلکه هرگونه میل درونی به اشیاء است مثل میل به غذا (شهوت غذا و...) بلکه مهم اینه که چطوری ازش بتونیم استفاده کنیم لذا اینجا راه از بین بردن خشم را تعلیم نمیدم  واصلا قزاز نیست در همه امور خشم نداشته باشیم بلکه برای کسانی که خشمشون دراختیار عقلشون نیست واون را بصورت افراطی ابراز می کنند مطالبی را بیان می کنم

درخصوص خشم بایددو مرحله را مورد بحث قرار دهیم:

1-       قبل از خشم

تا میشه درروابط با اطرافیانمون  باید خشمگین شدن بپرهیزیم معمولا عصبانیت وخشم وقتی که درتعامل با دیگران شاهد رفتار یا عملکردی شویم که به راحتی نتونیم اونا را از اون بازداریم 

پس باید به بالا بردن منطق واطلاعات درمورد چیزهایی که برامون ارزش داره بپردازیم

نکته دومی که می تونه دررفتار ما با کسانی که درحالت عادی بدخواه  ما نیستند اینه که :

 -  در مورد کارهای نامفهوم دیگران قضاوت ممنوع !

بهتره یه مثال بزنم:

من از دور به خونه نزدیک میشم خانمم را میبیننم که با یه مرد غریبه دم در داره حرف میزنه ،از دور میبیننم که مردانگار  بند کفششو می بنده  بعد میبینم  لبخندی میزنه  ومن را که از دور میبینه خداحافظی میکنه ومیره

هزارفکر وخیال به ذهنم هجوم میاره .من چکارکنم ؟ یاسد مرد باشی تا مفهوم غیرت مردها رابفهمی ؛ رسیده ونرسیده به جرم ارتباط با یه مرد غریبه میزنم تو گوشش ....خانمم با گریه میگه اون مامور آب بود کنتور آب رادید گفت باید قطعش کنم اصرار کردم گفتم تا آخر برج صبر کنید  با خوشرویی لبخندی زد وقبول کرد  نشست ،درب کنتور آب را بست  گفت شما آخرین خونه این  کوچه بودید که کنتورش را خوندم .خداحافظی کرد  ورفت

ومن از خودم متنفر میشم که چرا قضاوت کردم

-          بچه های مذهبی  یا کسانی که به یه ارزشهایی پایبندند باید بدونند که

اولا : کی گفته من بهترم واون آدم بدیه حالا چون بعضی واجبات را انجام نمیده یا بعضی محرمات را مرتکب میشه باید مطمئن باشیم که اون جهنمیه ومن بهشتی ،هزاران نفر بودند که بعد از مدتی بد بودن منقلب شدند وهزاران نفر مومن هم بودند که عاقبت به خیر نشدند ومن نمیدونم از کدومشون خواهم بود.

پس باید دانست که دوتا از علل  خشم یکی خو د را برتر دانستن ویکی تلقی بدکرداری وقضاوت بد نسبت به  دیگران است این دوباید کم بشه (نه اینکه ازبین بره)

-           بحث های الکی (مراء)

پیامبر می فرماید مومن اهل مراء نیست مراء یعنی بحث بیخود بحث با کسی که میدونی زیر بار نمیره وفقط می خواد حرف خودشو اثبات کنه –که اتفاقا خودت هم مثل اون شدی یعنی فقط میخوای حرف خودت را اثبات کنی واورا شکست بدی –

خیلی وقتها بحثهای ما بنائیه نه مبنائی  یعنی اصول فکری متفاوتمون را را رها می کنیم وبر سر موارد جزئی بحث می کنم مثلاً وقتی میبینی طرف، اصلا قران را قبول نداره اونوقت با توسر شکسته بودن یا نبودن نماز مسافربحث میکنه برای چی هی اصرار میکنی که براش ثابت منی؟ اون اصلا مبانی تو را قبول نداره اونوقت تو روی مسائل جزئی باهاش بحث میکنی  معلومه که عصبانی میشی. یادت باشه دربحث  کسی که کم میاره عصبانی میشه ومیخواد دلیل ضعیفش را با داد وفریاد جبران بکنه

اگه می تونی روی حقانیت قران باهاش بحث کن اگه قبول کنه اونوقت هم حجاب هم نماز شکسته هم ...را قبول خواهدکرد حداقل دیگه درظاهر مخالفت نمیکنه

نکنه دیگه اینکه :

-          به خودت بپرداز . اونقدر مشکل داریم که ور رفتن با عیوب دیگران برامون زیادمهم نمیشه ودرنتیجه کمتر از رفتارشون عصبی میشیم وظیفه ما نیست که با تبلیغ ظاهری همه را خوب کنیم  ما باید خودمون خوب باشیم  دیگران اگه توفیق داشته باشند تاثیر میگیرند

بقول امام صادق : کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم

2- بعد از پدید آمدن خشم

-تحلم برای حلیم شدن

باید ادای آدمای کظیم وحلیم را دربیاریم . حتما دربین آشنایانمون کسانی هستند که دیر عصبانی میشند باید از رفتارشون تقلید کنیم  ببینیم اون وقتی حرف سنگین  یا بی احترامی میشنوند چکار می کنند

تغییر رفتار هنگام عصبانیت

اگه ایستادی بنشین ، اگه نشستی دراز بکش ، اگه دراتاقی برو بیرون قدم بزن

-  تغییر فکر   یا بحث     به امور مثبت فکر کن ، به خوبی هایی که طرف مقابل داره فکر کن ، خاطرات خوبی که باهم داشتیدبحث را قطع کن موضوع صحبت را عوض کن قرارنیست همین امروز به راه راست هدایتش کنی ! تذکر به خودت بده که چیه چرا اینقدر دور برداشتی و...

تذکری به دوستان مذهبی تر

این حرفا به این معنا نیست که درحقانیت خودت تردیدکنی . اتفاقا بای  بدونی که بهترین اعتقاد وایمان مال مسملون شیعه است با هیچ چیز عوضش نکن اگه نتونی دیگران را نسبت به عملکرد خودت توجیه کنی دلیل نمیشه که درایمان واعتقاداتت شک کنی

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت 14:56 |

امروز دربین مطالبی که خوندم به نکته جالبی برخوردم که بد ندیدم  دوستان اهل مسیر  شما هم بدونند.

مطلب مورد اشاره، نصیحتهایی بود که یکی از عارفان بزرگ معاصر که چندی پیش رخ درنقاب خاک کشید  به یکی از هنرمندان فرموده بود.از جمله بندی ونقل عین سخن پرهیز می کنم اما محتوای کلام ایشون این بود که :

 

"روزقیامت خدا بخاطر اعمال آدمها اونا را عذاب نمی کنه بلکه اوبر اساس رحمت خود بهانه ای برای بخشش اونها پیدا می کنه اما اون چیزی که ما بخاطرش عقاب میشیم کارهایی است که می تونستیم انجام بدیم اما با سهل انگاری وتنبیلی وغفلت اون کارها را نکردیم"

 

سخن خیلی عمیق بود وتکان دهنده !

واقعا ما چقدر از استعدادهامون استفاده کردیم، چی می تونستیم باشیم وچی شدیم

به قول حافظ

ترا زکنگره عرش میزدندت صفیر ....

گاهی وقتا آدم اینقدر غرق امور زندگی میشه که اصلا اینکه چی میتونس بشه دیگه براش از اهمیت میافته ، همه اش دغدغه داره که فعلا باشه واین مرحله را هم پشت سر بذاره .منظورم اینه که فکرمعاش انقدر مارابه خودش معطوف کرده که ما از فکر بهتر بودن  بازموندیم.از  اینکه چه مسئولیتهای دیگه ای داریم بازموندیم  از اینکه اصلا برای چی اومدیم بازموندیم

چسبیدیم به این دنیا ومافیهاش!

واز اون بدتر اینه که خیلی هامون دیگه حال وحوصله تحت تاثیر قرار گرفتن هم نداریم یعنی اصلا دلمون نمی خواد دنبال اینجور مطالب بریم دورروز دنیاست دوس داریم خوش باشیم.

گمان میکنم رفقای جوان کمتر دچار این عارضه باشند  شاید اونا هم مثل ما پیرها باشند.

 نمیدونم!

یکی از چیزهایی که ما حال فکر کردن راجع بهش  نداریم  مرگ ماست

من فکر می کنم اصلی ترین وواقعی ترین ویقینی ترین بخش زندگی ما همین موضوعه

تو هرچیزی شک داشته باشیم درمرگ نمی تونیم  شک کنیم

شاید بعضی ها خودشون را پولدار ،خوش ذهن ،خوشبخت  یا جوان  یا فقیر یا هرصفت دیگه ای بدونن اماگاه دراینکه واقعا اینجوری هستند شک می کنن

اما دوچیز وجود داره  که هیچکس نمی تونه درش شک کنه

 

یکی اینکه ما هستیم ، یه روز بدون اینکه از ما اجازه بگیرند ما را هل دادند تو این دنیا

ویکی اینکه روزی میمیریم؛ یه روز بدون اینکه رضایت مارا بخواند مار ا کشان کشان میبرند اون دنیا.

هیچ شکی نیست!

هرکس به فکر چی بودن باشه حتما به فکر مرگ وبعد از اون هم باید باشه چون درهرچیزی که ممکنه بشیم تردید هست اما دراینکه خواهیم مرد تردید نیست.

 

تذکری بود برای خودم

شما را نمیدونم

 

 

+ نوشته شده توسط حسین در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 10:22 |
هوالسلام

اخیرا  از دکتر محسن رضائی مصاحبه ای خوندم که بعضی قسمتهاش برام جالب بود

بد ندیدم برای اونائی که هنوز دل ودماغ تعقیب مسائل سیاسی را دارند لینکش را  اینجا  بذارم

دراین چند ماه هربار صحبتهای آقای رضائی را می بینم احساس می کنم در رایی که به او دادم اشتباه نکردم 

اگه لینک به هر دلیلی باز نشد مختصر مصاحبه را درسایت  تابناک می تونید بخونید

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=66307

+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت 10:13 |
هوالسلام

 

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد

 

 

هفته جنگ یا به قولی هفته دفاع مقدس برای بعضی ها صرفا خشونت ومرگ وانفجار وجدایی ها را درذهن می آره

اما برای من یادآور چیزهای دیگری است

یکی از اون چیزها دوستانی است که دراین جنگ پیدا کردم

وهیچوقت ازدستشون ندادم برخلاف همه دوستان دیگر که پس از مدتی جدایی دیگه همدیگر را نمیشناسیم

این چند خط را بیاد دوستان شهیدم دردوران جنگ می نویسم

آدمهایی که اگه با همون حالشون حالا بودند دیگه قابل فهم برای مردم نبودند

مردانی که دنبال شهرت نبودندُ

برای خدا کار میکردندوانتظار تشکر نداشتند

افرادی که بیشتر از هرچیز مناجات با خدا را دوست داشتند وگریه های نیمه شب را

بچه هایی که سجده بعد از نمازشون از کل نماز ما بیشتر طول می کشید

آدمهایی که از مرگ نمی ترسیدند

وبالاتر

دوستش داشتندُ می مردند براش

مرگ اگر مرد است گو نزد من آ    تا درآغوشش بگیرم تنگ تنگ

وعشق را نه از نوع خیابانی وپارکی وپارتی اش

بلکه از نوع آسمانی اش در دلشون شعله ور داشتند

یک عشق پاک ومتعالی

ویک ارزوی زیبا دردل!

دیدن آقا 

 

+ نوشته شده توسط حسین در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 0:49 |

 

اللهم اهل الکبریاء والعظمه واهل الجود والجبروت وآهل التقوی والمغفرة ......

عید فطر بر اهل مسیر مبارک

امسال هم مثل چند سال گذشته بین  مراجع تقلید درمورد عید فطراختلاف نظر پیش اومد والبته به نظر میرسه امسال به دلایل خاصی که همه ازش اطلاع دارند این اختلاف حاشیه های بیشتری در پی داشته باشد .

به همین دلیل  برای روشن شدن ذهن دوستانم به چند نکته اشاره می کنم:

1-   مسئله اختلاف رای مراجع درمورد چگونگی رویت ماه وزمان عید فطر مسئله جدیدی نیست منتها درسالهای اخیر به دلیل گشترش امکانات اطلاع رسانی این امر به مردم هم کشیده شده است . در بسیاری از  سالها  از این اتفاقها می افتاد اما درصد کمی از مردم مطلع می شدند آن هم چند روز بعد، اما دراین سالها به فاصله ساعت ودقیقه چنین مسئله هایی بین مردم منتشر میشه واثرات مثبت یا منفی  جنبی اش هم بلافاصله خودنمائی میکنه.

2-   مسئله رؤیت هلال هرچه که باشه یه مسئله تخصصی بین فقهاست وربطی به مسائل سیاسی نداره واینکه عده ای بخواند از اون بر ضد یکی یا تعدادی از مراجع چماق بسازند دور از انصاف است .هرسال این برنامه هست هرسال یک یا حتی ممکنه دورروز بین اعلام عید از طرف مراجع ، اختلاف پیش بیاد

3-   آیت الله خامنه ای هم دراین زمینه مثل بقیه مراجع تقلید نظر خاص خودش را داره وملزم است به فتوای خودش عمل کنه چه براش حرف در بیارند چه درنیارند.لذا فارغ از تحولات سیاسی اخیر یه مسلمان باید درهر مسئله ای از جانب انصاف خارج نشه.ممکنه من یا شما دربرخی موارد با ایشون مخالف باشیم اما این مسئله یک امر فقهی است ونباید مستمسک سم پاشی وشایعه پراکنی وتوهین به ایشون یا به هرکس دیگه ای بشه  .

4-   راههای اثبات اول ماه از نظر شرعی چند تا است :

-         خود انسان ببیند

-         دونفر عادل بگویند ما ماه را دیدیم (نه اینکه بگویند  ما از فلانی شنیدیم یا برداشت ما اینه یا نظر ما اینه . منظورم اینه که حتما باید خودشون دیده باشند)  مشروط به اینکه صفات ماه را یکسان تعریف کنند

-         آنچنان درمردم شایع بشه  ومشهور بشه که ایجاد اطمینان بکنه

-         حاکم شرع حکم کنه که اول ماه است

-         سی روز از آخر ماه شعبان گذشته باشه

5-   برخی مجتهدین درصورتی که دو شهر افق یکسان داشته باشند دیدن ماه دریکی از آن دو را برای شهر دیگر حجت می دانند ( مثل ایت الله منتظری و سیستانی)

6-   برخی دیگر از مراجع ، دیدن ماه دریکی از سرزمینهایی که شبشان یکی است را درموردبقیه حجت میدونند(مثل ایت الله وحید خراسانی)

7-   برخی مجتهدین در کافی بودن حکم حاکم شرع تردید دارند (مثلا آیت الله وحید خراسانی  وسیستانی)

8-   برخی از مجتهدین صرفا دیدن  هلال ماه با چشم غیر مسلح را قبول دارند وبنابراین تلسکوپ ویا محاسبات نجومی را قبول ندارند ومی گویند باید از روشهایی که مردم عادی هم  بتوانند استفاده کنند ماه ثابت بشه  .

9-   برخی از مراجع تقلید گروههایی برای استهلال ماه در برخی از مناطق آماده کرده اند وبرخی صرفا به دیدن خود یا برخی اطرافیان بسنده می کنند

10-                     برخی مراجع امکانات علمی جدید را درتشخیص ورویت ماه قبول دارند( مانند تلسکوپ-ماهواره-هواپیما و..)

واما آنچه در شبانه روز اخیر  گذشت:

بنا به اظهار برخی از متخصصین، زاویه ماه درغروب روز شنبه آنقدر پایین است که درایران وحتی دربسیاری از نقاط اسیا امکان دیدن ماه نیست ویا بسیار ضعیف است.

گروههای استهلال مراجع تقلید عموما با اتکا به چشم غیر مسلح اقدام به جستجوی ماه می نمایند لذا امکان اینکه  آنها ماه را بتوانند ببینند خیلی کم وبلکه ناممکن بوده است مضافا به اینکه اصلا برخی از آقایان مراجع همانطور که دربالا گفتم رویت ماه با چشم مسلح را حجت نمیدانند(چرایی این نظر دراین مختصر ممکن نیست )

از نظر فقهی ،آیت الله خامنه ای جزو آن دسته از مراجع تقلید است که استفاده از دستگاهای جدید را درتشخیص ماه قبول دارند ونیز گروههای متعدد با ابزار پیشرفته ای را دبه نقاط مختلف کشور برای استهلال ماه اعزام نموده است .

گروههای اعزامی ایشان از پیشرفته ترین تلسکوپها برخوردارندو تقریبا دفاتر هیچیک از مراجع از این نظر قابل مقایسه با دفتر ایشون واین تیم ها نیستند خصوصا اینکه درسالهای اخیر  با هواپیما به ارتفاعات می روند واز آنجا به جستجوی ماه می پردازند.

با این حساب اینکه تیم های اعزامی دفتر آیت الله خامنه ای موفق  به دیدن ماه شده باشند وبقیه مراجع نتوانسته باشند طلوع ماه را احراز کنند چندان دور از انتظار نبوده است علاوه بر این حتی اگر خبر رویت ماه توسط این تیمها به بعضی از مراجع هم رسیده باشد چون استفاده از چشم غیر مسلح را برنمی تابند بازهم تاثیری در تغییر نظر آنها بر حکم به  ندیدن ماه ندارد.

علاوه بر این مطلب جالب توجه است که سالهای قبل  دفتر مقام معظم رهبری  صرفا اعلام میکرد که طلوع ماه برای ایشون احراز شده اما امسال اعلام کرد ایشون حکم به رویت ماه کردند به این دواطلاعیه که مربوط به پارسال وامسال است دقت کنید:


"بسم الله الرحمن الرحیم
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات ملت عزیز در ماه مبارك رمضان به اطلاع عموم مردم شریف ایران می رساند بر اساس گزارش های موثق كه از مناطق مختلف و متعددی از كشور از جانب معتمدین و اهل خبره واصل شده است، رویت هلال ماه شوال المكرم در غروب سه‌شنبه نهم مهرماه و بیست و نهم رمضان المبارك 1429 برای رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای مدظله العالی محرز گردیده است.
بنابراین فردا چهارشنبه دهم مهرماه عید سعید فطر خواهد بود. "


"بسم الله الرحمن الرحیم
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات ملت عزیز در ماه مبارك رمضان، به اطلاع عموم مردم شریف ایران می رساند بر اساس گزارش های راصدان مورد وثوق و خبره كه از چند نقطه‌ی كشور واصل شده است، رؤیت هلال ماه شوال‌المكرّم شنبه 28/شهریور/1388 مطابق با بیست و نهم رمضان‌المبارك 1430 هجری قمری برای رهبر معظّم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای مد‌ظلّه‌العالی محرز گردیده و معظّمٌ له حكم به عید فطر بودن فردا یكشنبه 29/شهریور/1388 فرمودند"

.خوب با این حساب تکلیف خیلی از چیزها معلوم میشه مثلا اینکه:

1-   این مسئله هیچ ربطی به اختلاف نظر مراجع تقلید با مقام معظم رهبری درمسائل سیاسی نداره وصرفا یک مسئله تخصصی است .اختلاف درآن نیز به هیچ وجه نباید مخل به اتحاد ملی تلقی شود.

2-   مقلدین ایشون(آیت الله خامنه ای)  خیلی راحت امروز (یکشنبه 29/6/88 )را عید باید می گرفتند  و افطار ونمازعیدشون هم درست است

3-   مقلدین مراجعی که حکم حاکم شرع را حجت می دانند هم باید به این حکم تمکین میکردند

4-   مقلدین مراجعی که اشتراک افق را درسرایت حکم عید  قبول دارند درصورت یکسان دانستن افق عربستان با ایران مشکلشون حل است.

5-   مقلدین مراجعی که اتحاد سرزمینها در شب را به عنوان ملاک تسری حکم قبول دارند با توجه به اینکه کشورهای همجوار ایران که شب آنها با ما یکی است امروز را عید گرفتند هم مشکلشون حل است

6-   مقلدین مراجعی که حکم حاکم را قبول ندارند،اتحاد شب ویکسانی افق رانیز قبول ندارند، استفاده از چسم غیر مسلح و محاسبات نجومی وتقویمی را نیز بر نمیتابند باید امروز را روزه می گرفتند و فردا یا پس فردا را عید بگیرند.

نکته آخر اینکه طبق معمول اگر صدا وسیما اطلاع رسانی درستی میکرد شبهه سیاسی بودن این اختلاف دربین مردم منتشر نمی شد ویکی مثل من مجبور نمی شد از صبح تا حالا به پاسخ دهی دوستانش بپردازد

والبته از سرف دیگه برای من بهانه ای هم پیدا نمی شد که یکبار دیگه با دوستانم گپی بزنم.

یاعلی

 



 

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 23:58 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar
language="vbscript" src="http://webgozar.ir/scs/n1.vbs">

PageRank Buton by webzist